تیتری که واسه مطلب انتخاب کردم، یکی از قوانینیه که مهندس شبانعلی تو زندگیش داره و من واقعا به این جمله رسیدم.

امروز بعد از ناراحتی از رفتار دوستم، داشتم با خودم فکر میکردم، دوستایی که زیاد باهاشون میگردم چجورین؟ هم اتاقیام چه شخصیتی دارن؟ چقد به رشدم کمک کردن؟ چند تا دوست دارم اصلا؟

من یه آدم برونگرام. ارتباطاتم با اطرافیان واسم اهمیت داره. متاسفانه دوستایی که زیاد باهاشون وقت میگذرونم، شخصیتشون طوری نیست که بخوان کمک کنن همدیگه رو بالا بکشیم.

مثلا همین دوستم که امروز برای بار چندم از رفتارش اذیت شدم، از ترم اول باهاش دوستم. تا اوایل ترم سه دختر خیلی خوب و دوست داشتنی ای بود. طوری که خود من پیشنهاد دادم و سال دوم هم اتاق شدیم. الان که می بینمش، خیلی تغییر کرده. نمیدونم این همه عقده تو وجودش از چی نشات می گیره، ولی واقعا لذت می بره اذیت کنه بقیه رو. مثلا امروز داشتیم خیلی دوستانه حرف میزدیم، جمع که شلوغ شد و دوستای دیگه هم اومدن رفتارش عوض شد. جدی شد. به شوخی یه چیزی بهش بگی اینطور مواقع، با قیافه جدی ازت میخواد توضیح بدی یعنی چی. سوالی بپرسی یا حرفی بزنی ازت توضیح میخواد که چی شد فکرت رفت سمت اون. یه حرفی رو میزنی که دوست داری یکی فقط گوش کنه بهش، مثل عقل کل ها شروع میکنه به نصیحت کردن. حسادت رو هم به وفور بروز میده. فکر میکنم این مکانیزم دفاعیشه. چون قبلا تجربه خوبی از حضور تو جمع ها نداشته و میخواد با این روش بدرفتاری هایی که قبلا دیده رو جبران کنه و با این کارش رو محیط چیره بشه. خلاصه که حالم از شخصیتش به هم میخوره. خنثی

 

خدا رو شکر دوستای دیگه ای هم دارم که خیلی از بودنشون خوشحالم. امروز یکی شونو دیدم که دنبال کارای دفاع ارشدش بود. نمونه یه آدم موفقه. الان دانشگاه آزاد شهرشون درس میده. منو دعوت کرد واسه روز دفاعش. خیلی خوشحالم نیشخند

 

 

باید یه تجدید نظر بکنم در مورد اطرافیانم و نحوه برخوردم باهاشون. شاید خودم دارم بهشون مجوز میدم حیوون باشن!



تاريخ : دوشنبه ۸ دی ،۱۳٩۳ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فهیم | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.