فردا امتحان دارم. لازمه بگم با وجود تغییر تاریخ امتحان قبلی و 4روز وقت داشتن واسه امتحان فردام، هنوز نخوندمش؟ خنثی

دچار اهمال کاری شدید شدم و تصمیم گرفتم سمینار اهمال کاری دکتر شیری رو ثبت نام کنم. خیلی برنامه زندگیم به هم ریخته. تا صبح بیدارم، صبح میخوابم ظهر بیدار میشم. مدام هم نشستم پای لپ تاپ. خلاصه اوضاع خیطه! نیشخند ولی من آدمی نیستم که نتونم حل کنم مشکلمو. چشمک

 

این دو - سه روزی داشتم تو یوتیوب فیلم های مختلف راجع به Jim Parsons رو می دیدم. واقعا این بشر با استعداده. کلی ذهنم رو درگیر کرد. هر آدمی باید بچسبه به اون چیزی که میخواد تا بدستش بیاره. مثل شلدون (من ترجیح میدم اینطوری صداش کنم، واسم راحت تره نیشخند) که از دوران مدرسه تو خط بازی کردن بوده و الان هم با داشتن 4 تا جایزه Emmy انسان خیلی موفقی محسوب میشه. من هم که از بچگی دور و وریام می دونن چی میخواستم و تو کلم چی میگذره... قلب 

 

 

چیز جالبی که در موردش دیدم آرامشش بود. تو یه مسابقه تلویزیونی تو گروه های دوتایی باید یه پسورد رو پیدا میکردن، حریفش تیکه خیلی بدی بهش انداخت ولی خیلی با متانت برخورد کرد. اگه من بودم تا حال طرف رو نمی گرفتم کوتاه نمی اومدم! خنده گاهی بخاطر این اخلاقم بجای اینکه انرژی بذارم رو کاری که باید انجام بدم، فکرم مشغول رفتارهای بیمارگونه دیگران میشه.

دیگه اینکه خیلی با اعتماد به نفس صحبت میکرد. (که خوب اقتضای شغلش هم هست) من خیلی وقتا حوصله حرف زدن ندارم و تو جمله هام زیاد پیش میاد بگم: "چیز شد"، "از این چیزا"، ... اینو دوست ندارم. میخوام از این به بعد کار کنم رو صحبت کردن با اعتماد به نفس. البته خودم میدونم علت اعتماد به نفس پایینم تو حرف زدن چیه. دبیرستان که بودم خیلی به حرفم گوش نمی دادن. چون خیلی اذیت شدم بخاطرش خوب یادم مونده. نه که بگم آدم محبوبی نبودم، نه. اتفاقا کلی دوست داشتم. چند نفر کلا عادت داشتن وسط حرفام بپرن و من بجای اینکه فکر کنم مشکل از اوناست، مشکل رو به خودم نسبت دادم و کم کم اعتماد به نفس حرف زدنم تخریب شد. الان خیلی خیلی بهتر شدم ولی هنوز به اون چیزی که میخوام نرسیدم.

خصیصه های خوب دیگَش اینا بودن:

تو کارش خیلی جدی بود. خیلی کم دیالوگاش رو فراموش میکرد و خیلی کم خندش می گرفت. واسه یه بازیگر کمدی اینا عالیه.

هم واسه دوستاش و هم واسه طرفداراش احترام قائل بود. 

(من وقتی از یکی بدم بیاد یا با یکی بحثم بشه کلا دورشو خط میکشم. خیلی چوب این کارم رو خوردم.)

 

خوب دیگه. برم شروع کنم درس بخونم.

رشد کن...



تاريخ : جمعه ۱٢ دی ،۱۳٩۳ | ٦:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فهیم | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.